درباره نویسنده

محمد حسین عامری

به نام خدا زندگی صحنه يکتای هنرمندی ماست* هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود* صحنه پيوسته بجاست* خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد…* مهندسی صنایع و مالی را زمینه ساز خلاقیت می دانم، دید باز و سیستماتیک ویژگی این دو رشته است. از این رو همواره مطالب متنوعی در خندون منتشر می‌شود. نظرات شما همیشه روشنی بخش مسیرم بوده است.

مطالب مرتبط

14 Comments

  1. 1

    ساحل

    سلام عید سعید مبعث بر شما و همه هموطنان عزیز مبارک.
    مطلب جامع و مفیدی رو مطرح کردید. به نظر من هم اکثر موانع بر سر ازدواج و مشکلات زوج ها، مسائل مادی هست ولی درصد ی هم هستند که مادیات براشون چندان اهمیتی نداره و برعکس این معنویات هست که در درجه اول اهمیت قرار داره و به قول معروف دنبال نیمه گمشده خودشون میگردن و وقتی نمیتونن فردی مناسب با اخلاق و ایمان و معیارهاشون پیدا کنند از ازدواج صرف نظر می کنند.به خصوص وقتی در اطرافشون زوجهایی را می بینند که از نظر مادی و تحصیلات و شغل هم در رفاهند ولی به دلیل عدم تفاهم ( به قول دکتر انوشه تفاهم یعنی توانایی تحمل تفاوت ها) و نداشتن نقاط مشترک فکری و روحی ، از هم جدا شدند یا در آستانه طلاق به سر می برند . بنابراین با احتیاط و وسواس بیشتری عمل می کنند .البته می توان با دید باز و منطقی همسر ایده آل خود را پیدا کرد و با تکیه و توکل بر خدا و بدون چشم و هم چشمی و خرافات غلط زندگی خوبی را شروع کرد و ادامه داد. به قولی باید قبل از ازدواج چشمان خود را خوب باز کنید و بعد از ازدواج قدری آن را ببندید .(چشم پوشی از نقاط ضعف و خطاهای یکدیگر).به نظر من آمار طلاق به این دلیل بالا رفته که زوجها دقیقا برخلاف این عمل می کنند .یعنی با چشم بسته و بدون تحقیق و شناخت کافی ازدواج می کنند و بعدا متوجه می شوند که انتخاب درستی نداشتند و حاضر به کنار آمدن و حل مشکلات هم نیستند .به امید داشتن جامعه ای رو به رشد با خانواده هایی موفق و شاد .
    ممنون

    پاسخ
    1. 1.1

      محمد حسین عامری

      سلام عید بر شما و همه مسلمانان جهان مبارکباد
      متاسفانه همانطور که ذکر کردید مسائل مادی آنقدر مهم شده که سبب شده تقریبا همه چشم هایشان را بر روی مسائل معنوی که شاکله زندگی را شکل می دهند ببندند.
      از این رو معیارها هم تغییر کردند مثلا اگر کسی بگوید معیارم برای ازدواج اخلاق، ایمان و سیرت زیبا است مورد سخره جامعه قرار می گیرد و این نشان دهنده فقر فرهنگی در مساله ازدواج است.
      دقیقا همین طور است هیجان ها سبب می شود تا چشم بر ضعف ها و اختلافات ببندند و درآینده دچار مشکل شوند.
      به امید اینکه همه جوانان این مرز بوم به سطحی از آگاهی برسند که با چشمی باز دست به انتخاب بزنند تا با کوچکترین مشکلی از مسیری که آمده اند پشیمان نشوند.
      به قول یکی از اساتید میگفت پسرها به دنبال دختران پولدار و دختران هم منتظر پسران پولدار برای ازدواج هستند
      ولی ایشان می گفت درستش این است که همسر خوب را جدا بخواهید و پول را جدا
      سپاس

      پاسخ
  2. 2

    امین .م

    سلام جناب آقای عامری
    خوب هستید انشاله
    نمیدونم اسم بنده را به خاطر می آورید یا نه؟ اما من هیچوقت شما و لطف شما را فراموش نمیکنم.
    در این مدت بخاطر مشکل اینترنت نتونستم با شما ارتباط برقرار کنم.
    در مورد مطلبی که نوشتید کـــــــــــاش یه چیزی رو سر باز ذکر میکردید
    تصمیم گیری والدینبه جای دختر ! بویژه در فرهنگ ما که که دختر نباید خودش حرف مستقیمی راجع به ازدواج بزنه واگرنه خیلی خیره سره و…
    چون پدر و بویژه مادر در دوران جوانی سختی کشیده به جای انتقال تجربیات خوب یا بد دنبال یه شوهر همه چی تموم برای دخترشون میگردند یا بهتره بگم منتظرن از آسمون براشون بیفته پایین
    غافل از اینکه همه دستاوردها در کنار هم دیگر قشنگه و معنی پیدا میکنه
    من خودم روانشناسی خودم و خواستگاری یه خانم رفته بودم ایشون میگفتند اینقدر سنم رفته بالا که دیگه هیچ میلی به رابطه زناشویی و برگزاری مراسم ازدواج ندارم
    یه جورایی دل مرده شده بود.
    وقتی حرف میزد خیلی تاسف خوردم البته بگم ما خیلی مایل به ازدواج بودیم اما به دلیل مخالفت با مراسم ازدواج خانواده ایشان قبول نمیکردند و حتی نمیخواستند که مقصر این طرز فکر خود آنها هستند که دخترشان شادابی و روحیه اش را از دست داده .
    امیدوارم روزی همه چیز موافق میل همه جوانها در ایران باشد که حتی اجازه تصمیمی گیری در مورد کوچکترین مسئله شخصی خود را ندارند.
    و مشکل این خانم هم حل بشه
    یادمان باشد اگر خودمان بچه دار شدیم اینطوری که خودمان دوست نداشتیم با هامون رفتار کنند، رفتار نکنیم.
    به امید حق

    پاسخ
    1. 2.1

      محمد حسین عامری

      سلام آقای امین عزیز
      قربان شما خیلی وقت بود قدم رنجه نکرده بودید خوشحالم از اینکه همچنان به ما محبت دارید.
      دقیقا همینطوری که ذکر کردید متاسفانه بعضی از افراد فرزندانشان به عنوان زندگی مجدد خود می پندارند و می خواهند هر اشتباهی را که کرده اند و یا هر تجربه ای که نکرده اند را در زندگی فرزندانشان اعمال کنند. وقتی یک خانواده( که متشکل از یک زن و مرد است) دست آوردهایی را کسب می کنند شیرین هستند و قابل توجه .
      اجازه ازدواج دختر از آن جهت با پدر است که دختر احساسی تصمیم نگیرد و پدر با استفاده از قوه ی عقل و تجربیاتش ببیند آیا پسر جنم و اراده برای مواجه شدن با مشکلات را دارد یا نه ولی گاهی شاهدیم که پدر خواستگاری راکه در دهه بیست و یا سی سالگی است با امروز خود مقایسه می کند که واقعا بی انصافی است.
      بنده هم هدفم همینه تا حداقل بتوانم گامی کوچک در این عرصه بردارم، واقعا دور از انصاف است که این همه به جوانان سخت بگیریم، متاسفانه آموزش جای خود را گم کرده است، پسرها قدرت حل مساله ندارند و دخترها هم آنچنان که شایسته و بایسته است مهارت مادر شدن و گرداندن یک زندگی را ندارند.
      جای خالی کلاس های آموزش خانواده واقعا احساس می شود
      موردهایی را دیده ام که پسر همه چیز تمام است ولی به علت باورهای غلط و ترس از نه شنیدن، جرات پا پیش گذاشتن را ندارند، در خیلی از موارد ترس با پوشش حیا سبب می شود تا بازهم سن ازدواج بالا برود.
      به امید اینکه هیچ پسر و دختری نباشند که به خاطر سنگ اندازی های بی مورد خانواده ها به هم نرسند.
      از درگاه خداوند منان خیر دنیا و آخرت را برای همه جوانان مسئلت می کنیم.
      سپاس

      پاسخ
  3. 3

    امین.م

    سلام جناب عامری
    چرا ورود به سایتتون اینقدر مشکل شده و سرعتش اومده پایین؟
    چرا در outlook آفیس ، گزینه send وجود ندارد ویا غیر فعال است؟
    و وقتی ارسال میکنم خطا میدهد ؟
    با تشکر همیشه اسباب زحمت هسم براتون

    پاسخ
    1. 3.1

      محمد حسین عامری

      سلام
      احتمالا تنظیماتش مشکل دارد.
      رحمتید
      سپاس

      پاسخ
  4. 4

    pariya

    با سلامممم ….با اجازه رک بگم اگ خودتون هم بچه داشتید دوست داشتیت همون اشتباهی رو که کردید رو ب بچتون حالی کنید از تجربیاتتون بهش میگفتید … توقع نداشته باشید ک هر چی شما گفتین پدرومادر بگن چشم .. اونا خوشبختی شما رو میخوان .. در بعضی موارد موافقم که زیاده روی میکنن … اما باور کنین امروزه دیگه مثل قدیم نیست ک حرف پدر و مادر رو گوش بدن فقط حرف حرف خودشونه … ب خاطر چی سن ازدواج رفته بالا تحت تاثیر فیلم ها و جو ها شدن و منتظر شاهزاده رویا ها هستن یکی که هم خوش قیافه باشه … پولدار باشه … اخلاق داشته باشه .. رمانتیک باشه و …. اگ ب حرف پدر و مادر بود سن ازدواج پایین بود مثل قدیم … اما اینو بگم پدر و مادر امروزی هم فرق کردن

    پاسخ
    1. 4.1

      محمد حسین عامری

      سلام
      واقعیت اینه که مشورت با برکته، سه نوع برخورد با فرزند وجود دارد ، در هفت سال اول پدر و مادر حرف شنو بچه هستند در ۷ سال دوم پدر مادر آمر و فرزند حرف شنو است و در هفت سال سوم به بعد فرزند می بایست کارها با مشورت خانواده و فرزند صورت بگیرد
      درسته خانواده خوشبختی مارا می خواهند ولی قرار نیست هر چیزی که الان دارند را بخواهند فرزندشان در آغاز زندگی داشته باشد.
      هنوز هم هستند جوانانی که از پدر و مادر حرف شنوی دارند و کلام آنها را در راس تصمیم گیریشان قرار می دهند و این یکی از سبب های موفقیت در ازدواج است.
      آن زمان گذشت که همه اختیار ازدواج فرزندان به عهده پدر و مادر بود و آنها تصمیم اول و آخر را می گرفتند و بله گفتن دختر فرمالیته بود.
      امروزه ازدواج سنتی و مدرن با سبک ازدواج غربی ترکیب شده است و قبل از ازدواج دختر و پسر همدیگر را می شناسند چه با آگاهی خانواده و چه بدون آگاهی آنها
      متاسفانه وقتی به اطرافمون نگاه می کنیم می بینیم سبک ازدواج غربی، فرهنگ و سنت ما را کاملا تحت تاثیر قرار داده و به چالش کشیده است در گاهی اوقات آش آنقدر شور می شود که چشم را بر خانواده می بندیم وسعی بر تحمیل خواسته خود به خانواده داریم که این واقعا خارج از انصاف است.
      یک اعتقادی دارم که انسان کامل پیدا نمیشه یعنی نمیشه یک پسر هم خوش قیافه باشه هم پولدار باشه و هم اخلاق داشته باشه و رمانتیک باشه در مورد جنس مخالف هم دقیقا همینه و دختری نیست که تمام آرمان های یک پسر داشته باشد؛ راه حل چیست؟
      تصمیم گیری چند معیاره
      تصمیم گیری چند معیاره به چه معناست؟ به این معنا که الویت های مان رابچینیم بعد به الویت هایمان وزن بدهیم و طبق وزنی که داده ایم طرف مقابلمان رابسنجیم و اگر طرف مقابل نمره قبولی گرفت به ازدواج فکر کنیم.
      اما اکنون دخترها همه معیارهایشان را بر می گزینند بعد اگر حتی در یک مورد طرف مقابل نمره قبولی نگرفت این گزینه رد می شود.
      آدمی که خودش می داند نقص دارد چطور به دنبال شخصی همه چیز تمام می گردد؟
      واقع بین باشیم و اگر کسی نمره پاسی گرفت اجازه بدهیم تا خودش را به ما ثابت کند.
      بحث جالبی از آب درآمد فکر نمی کردم اقدر بازخورد داشته باشد.
      سپاس

      پاسخ
      1. 4.1.1

        pariya

        بله شما هم درست میگید … ممنون از راهنماییتون عالی بود

        پاسخ
  5. 5

    امین.م

    سلام و درود بر شما
    البته من دو نکته را اضافه کنم
    ۱) اون کسایی که باید این مطالب رو بخونند خیلی هاشون نمیدونند کامپیوتر چیه تا چه برسه وارد چنین سایتهایی پر محتوایی بشن!!!!حیــــــــــــــــــــــف
    ۲) بنده به دلیل رشته تحصیلم (روانشناسی) و کار تقریبی در این زمینه باید بگم خانم ها بعد از ازدواج هم قابلیت تغییر را دارند و برای تحکیم خانواده کوشاترند.
    امــــــــــــــــــــا آقایان متاسفانه اینگونه نیستند.
    اشتباهات را قبول نمیکنند.
    یا سخت قبول میکنند.
    یا قبول میکنند ولی دنبال راه حل و تغییر نیستند
    چــــــــــــــــــــــــــــرا؟؟؟؟
    چون فکر میکنند تغییر = کم آوردن جلوی همسر و جریحه دار شدن غیرت مردانه
    دلیل این طرز فکر هم تربیت ناصحیح در کودکی و نوجوانی است که تعریف درستی از واژه غیرت نشده . در نتیجه فکر میکنند دعوا، سخت گیری ، خلاف جهت بودن و … یعنی غیرت.
    یه خواهش از مادران دارم عاجزانه:
    به جای خرید اسباب بازی گران و فکر ماشین و موتور برای فرزند پسرشان کمی وقت بگذارند و در مورد آینده و بایدها و نبایدها با آنها گفتگو کنند.
    نگویید هنوز زوده!!!!
    شخصیت انسان از همان کودکی شکل میگیرید
    نیازی نیست وارد مسائل جزئی شوید .فقط مثال بزنید برای کارهای اشتباه زمینه ساز دلیل منطقی بیاورید که به فاجعه در آینده تبدیل نشه.
    خواهش بعدی هم اینه که بگذارید در جوانی با پدر همراه شود و از او حساب ببرد
    مادر از چشم گریه میکند ولـــــــــــی پدر از دل
    پس بگذارید یک مرد از جوان شما مرد بسازد. و راههای اشتباه گذشته را تکرار نکند.
    پرچانگی مرا ببخشید
    بدلیل رشته تحصیلی و برقراری ارتباط با دیگران نمیتوانم بی تفاوت باشم.
    پیروز و سربلند باشید

    پاسخ
    1. 5.1

      محمد حسین عامری

      سلام
      موارد فوق تائید می کنم.
      متاسفانه هرجا که مشکلی وجود دارد، علت مشکل چیزی نیست جز کمبود آموزش لازم
      دوست دارم بیشتر از تخصص شما بهره ببریم.
      سپاس

      پاسخ
  6. 6

    امین .م

    درود بیکران برشما
    خانم پریا امیدوارم کامنت من رو خونده باشید. چون بعنوان کسی نظر میدم که تا حدی تخصص دارم و برادر بزرگوارم جناب عامری با این پستی که قراردادند من رو وادار به ایجاد وبلاگ پیرامون مسائل روانشناسی کردند که امیدوارم در این حوزه مرا یاری کنند.
    خانم پریا خواهر محترم، بهتر است کمی منطقی به مسائل نگاه کنیم . با یکه تازی و انکار چیزی درست نمیشود و بدتر هم میشود.
    همانطوری که روزگار تغییر کرده و سنت های قدیم به دل نمی چسبد فرهنگ غرب هم چنگی به دل نمیزند . پس باید میانه رو باشیم تا هم از قافله عقب نمانیم و هم چندش آور نشیم.
    حرف شما متین بچه ها تغییر کردن
    امــــــــــــــا یه سوال ؟؟؟ چه کسانی بچه را تربیت کرده اند( کامنت قبلی را بخوانید لطفا)
    مشکل بزرگ جامعه ما اینست که پدر و مادرها راه خودشان را نمیدانند. به اصطلاح ساده هم خدا رو میخوان و هم خرما رو.
    به عبارتی هم پیشرفت ، استقلال، و … را برای بچه ها میخواهند و هم حرف شنوی(یعنی تضاد)
    این مسئله باعث میشود که والدین تا جایی حرف شنوی از بچه هاشون داشته باشند که مطابق با رویا و عقاید خودشان است. و در غیر اینصورت مخالفت و دعوا و … را در پی دارد. چقدر بی انصافی و خودخواهی باید داشته باشند که در حق یه فرد دیگه چنین کاری انجام دهند؟
    بدون اینکه به خودشون زحمت بررسی بدند ببینند که آیا این تصمیم جوانشان ضرر دارد یا نه ؟
    متاسفانه برخی چیزها در کشور ما تحت تاثیر فرهنگ است بدون قانون! و خانواده فکر میکن اگر انجام ندهند مورد لعن و حرف و حدیث مردم قرار میگیرند. پس اینجا معلوم میشود برای خانواده حرف مردم مهم تر از زندگی فرزندشان است و به عبارتی ساده تر برای دیگران زندگی میکنند.
    بطور مثال عرض میکنم
    چه ایرادی دارد بجای مراسم عقد و عروسی ماه عسل جایگزین شود که در بیشتر نقاط کشور ما هنوز با این قضیه شدیدا مخالفت میشود! کاری به هزینه ندارم بحث ما خواسته دو جوان بالغ است!
    شما به بنده پاسخ بدید؟
    اگه یکم با انصاف بیشتری به قضیه نگاه کنیم می بینیم که در کوچکترین مسئله شخصی اجازه حق انتخاب ندارند.
    وقتی صحبت ازدواج دو نفر میشود یعنی آنها به حدی رسیدند که بتوانند خوب و بد را تشخیص دهند و تصمیم گیری کنند.
    اگر خانواده فکر میکند که فرزندشون بزرگ نشده بهتر است از ازدواج او منصرف شوند و آگاهی او را بیشتر کنند.
    خواهر محترم بخدا قسم افرادی هم هستند که بخاطر حجب و حیا و احترام به جایگاه پدر و مادر به بدبختی رسیده اند.
    اگر آدم حرفش رو بزنند و آن حرف درست باشد و به سعادت ختم بشه بهتره یا اینکه به حرف اشتباه پدر و مادر؟
    یا از خواسته خود بگذره و به خواسته دیگران تن دهد خوبه؟؟؟؟؟؟ که یک عمر باید حسرت آرزوی کوچیک خودش رو بخوره که الان مثل یه کوه رو دوشش سنگینی میکنه!!!!!!!!!!
    ضمنا شما گفتید تاثیر فیلم ها بر جوانان
    چه کسی آن را فراهم میکند؟
    پاسخ سوال های اینچنینی فکر کنم تا حدودی مشک را حل میکند. البته به شرط اینکه به خود دروغ نگوییم.
    منطقی باشیم
    همچون آسمان بخشنده باش و همچون زمین افتاده
    یا علی

    پاسخ
    1. 6.1

      محمد حسین عامری

      سلامی دوباره خیلی خوشحالم که این بحث سبب شد تا شما نیز پا در عرصه نوشتن بگذارید.
      به امید مشاهده مطالب پر محتوا و آموزنده از شما دوست گرامی
      سپاس

      پاسخ
    2. 6.2

      pariya

      با سلام … شما کاملا درست میگید من باهاتون موافقم … من تخصصی ندارم تو این زمینه و فقط یه نظر بود … بدرود

      پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *